تبليغاتX



سر سبزترین بهار تقدیم تو باد ... آوای خوش هزار تقدیم تو باد...گویند که لحظه ایست روییدن عشق ...آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد



۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·
۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·

شعری برای تو

شعري براي تو

 

لبخند بزن، غوغا کن، صدايت مرا به پرواز وا مي دارد. نگاهم کن، برق چشمان زيبايت نوازشم مي کند، من نيز روزي براي تو سرخ خواهم شد، من غرق خنده، گرم خواهم شد.


 

وجودت را احساس مي کنم، تو را هميشه مي توان حس کرد.


 

صداي پاهايت را مي شنوم که به من نزديک مي شوي و تو هميشه به من نزديک خواهي ماند.


 

من گرم خواهم شد. من برايت خواهم ماند تا لبخندهايت را پاسخ گويم.


 

من سبز خواهم شد تا تو شادابيت را هميشه لمس کني، من سرخ خواهم شد.


 

تو را از شوق لبريز خواهم کرد. وقتي که صدايت مي کنم و تو در دل پاسخ مي گويي، جان دوباره مي گيرم، وقتي که صدايم مي کني شوق ديدار، زبان از من برمي گيرد و من سرخ مي شوم.


 

از من سخن مگو، با من سخن بگو، با من از من سخن بگو.


 

بگو که صداي تپش هاي اين قلب سرخ را هميشه مي شناسي. بگو که هميشه خواهي ماند، بگو که سرخيم را ستايش مي کني، من سرخ خواهم شد.


 

من از نيم نگاه سوزاننده ي تو زير برق آفتاب، از تمامي گرميت در سردي زمستان، سرخ خواهم شد.


 

لحظه ي جدايي را نمي شناسم، خداحافظي را معنا نخواهم کرد، سيب سرخي به تو خواهم داد و دانه ي اناري.


 

دانه ي انارم به تو جان خواهد داد و سيب سرخم به تو محبت.


 

سيب سرخ، سرخ خواهد ماند و من سرخ خواهم شد.


 

من سيلي عشق تو را چشيده ام و درد محبتت را کشيده ام.


 

شکل آن را نمي دانم، تنها مي دانم که آن نيز سرخ است و روزي که اين رگ هاي خون در وجودم فوران کنند، من سرخ خواهم شد، و من از هميشه تا هميشه سرخ خواهم ماند  .

     .

 



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ شنبه 24 شهریور1386 و ساعت 9:23 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

...

 

ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم

ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم

ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابری می شد باریدن می گرفت

ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم

ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم

و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم...

آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

 

 

 

فریاد

 

بگذاريد بنويسم...از آنکه هرگز نيامد ولي اکنون رفته است...

نيامده بگريخت...

آنکه آمدنش غمي بود و رفتنش غمي ديگر...

ديگر هيحٍ آهنگي و حرفي در برابر حٍشمانم غمگين نمي نمايد زيرا غم من فراتر از مرز خويش است

       

 



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ سه شنبه 20 شهریور1386 و ساعت 2:45 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

بچه ها من قبول شدمممممممممممممممم

 

 

مناجات                          

الهي! راز دل گفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر                                                                                           

الهي! چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است...

الهي! ما همه بيچارهايم و تنها تو چاره اي و ما همه هيچ كاره ايم

و تنها تو كاره اي...

الهي! چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم

الهي! چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام، راه بسيار مي روم و مسافتي نمي پيمايم... واي من اگر دستم نگيري و رهاييام ندهي

الهي! خودت آگاهي كه درياي دلم را جزر و مدّ است ...

"يا باسط" بسطم ده و "يا قابض" قبضم كن. ..

الهي! ناتوانم و در راهم و گردنه هاي سخت در پيش است ...

و رهزنهاي بسيار در كمين و بار گران بر دوش. ...

"يا هادي"، اهدنا الصراط المستقيم..»

الهي! از روي آفتاب و ماه و ستارگان شرمندهام...

از انس و جان شرمندهام، حتي از روي شيطان شرمندهام...

كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار...

الهي! واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم

الهي! علمم موجب ازدياد حيرتم شده است، اي علم محض و نور مطلق، بر حيرتم بيفزا

الهي شكر ، شكر ، شكر...

سلام به همه دوستاي خوبم

خدا رو شكر ميكنم كه يكبار ديگه  لطف و رحمتش شامل حالم شد و كمكم كرد تا توي رشته مورد علاقه خودم نتيجه بگيرم...

بچه ها قبول شدمممممممممممممممممممممم

 البته دعاهاي پاك و خالصانه شما دوستاي خوبم مي دونم كه صد در صد تاثير داشته.

د  واقعا ازتون مجكرم كه هميشه همراهم بودين، در ضمن لازمه كه از دوست خوبم كه راهنمايياش هميشه كمكم مي كرد و با حرفاش بهم اميد مي داد تشكر مخصوص كنم...

            

 



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 10:17 قبل از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

يك نفر

.... يك نفر

.... يك جايي

.... تمام رؤياهاش لبخند توست

و زماني كه به تو فكر مي كنه

احساس ميكنه كه زندگيش واقعا با ارزشه

پس هروقت احساس تنهايي كردي

اين حقيقت را بخاطر بسپار

.... يك نفر

.... يك جايي

                               در حال فكر كردن به توست

            

اي زندگي تو و توانم همه تو

     جاني و دلي اي دل و جانم همه تو

تو هستي من شدي از آنم همه تو

     من نيست شدم در تو از آنم همه تو

   

                 

 

 

نميدانست که پايان راهش کجاست
نميدانست که آغاز راهش کجا بود
نميدانست که اکنون کجاست
فقط ميدانست که تنهاست
تنهاي تنها
نميدانست که زندگي بي رحم است
نميدانست که روز هم  تاريک است
نميدانست که خوشي  هم پر گريه است
فقط ميدانست
زندگي فقط زنده بودن نيست
نميدانست که دنيايش در يک کلمه خلاصه شده
نميدانست که زندگي برايش بي ارزش شده
نميدانست که زندگيش پوچ شده
فقط ميدانست که گذر عمر يعني همين
نميدانست......
چرا او ميدانست