تبليغاتX



سر سبزترین بهار تقدیم تو باد ... آوای خوش هزار تقدیم تو باد...گویند که لحظه ایست روییدن عشق ...آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد



۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·
۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·

الهی

الهی
نظر خود بر ما مدام کن
و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن
الهی
می دانی که ناتوانم پس از بلا برهانم
الهی
قصه به این درازی ! من در یافتم به بازی
الهی
بر آن روز می خندم که یافته می جستم
دل و دست از دانش نشستم به نا بینایی می نگرستیم
به مردگی می زیستیم
الهی
نا دیده و ناجسته حاصل ! ای جان و دل را زندگانی و منزل
از پیش خطر و از پس نیست راهی
بپذیر که جزدوستی توام نیست پناهی
الهی
اکنون چون بر من است تاوان
آفتاب صدق و صفت بر من تابان
که بشر از شرک جستن نتوان
و به نجاست نجاست شستن نتوان
الهی
تو غیب بودی و من عیب بودم
تو از غیب جدا شدی من از عیب جدا شدم
الهی
میپنداشتم که ترا شناختم
اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم
الهی
در ملکوت تو کمتر از مویم
این بیهده تا کی گویم
الهی
نه نیستم نه هستم نبریدم و نه پیوستم . نه به خود میان بستم
لطیفه ای بودم از آن مستم. اکنون زیر سنگ است دستم
الهی
همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غم ها با یاد تو سرور است
الهی
بنیاد توحید ما را خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن


منا جا تنامه خواجه عبد ا.. انصاری



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ شنبه 28 مرداد1385 و ساعت 11:4 قبل از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم. (دکترعلی شریعتی)

ای آزادی، من از ستم بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم، زندگیم بخاطر توست، جوانیم بخاطر توست،وبودنم بخاطرتوست.
ای آزادی خجسته آزادی
خواهم که تورابه تخت بنشانم
یاآنکه مرابهپیش خود خوانی
یاآنکه تورابه پیشخود خوانم
(دکترعلی شریعتی)

خدایا مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کذبه دین، حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند. خدایا مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی که چون همه کس گیر شده وقاهتش از یاد رفته و بیماری ای شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن سالم مانده باشد، بیمار مینماید مصون بدار تا به رعایت مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم. (دکتر علی شریعتی)



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ چهارشنبه 25 مرداد1385 و ساعت 10:50 قبل از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم،
 
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.
طعم توفيق را مي چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
 
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند .
"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .
"
تنها" بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم.


دکتر علي شريعتي

 

بار الها!

بستر کرامت خود را برایم بگستران و در قلب جنت خود جایم ده و مرا به رندان از خویش خوار مکن و به نومیدی از خود محروم منما و به گناهم تقاص مکن  و اخبار پنهانم را در برابر دیده ی همگان آشکار مفرما!



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ شنبه 21 مرداد1385 و ساعت 11:2 قبل از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

خدایا می شنوی؟

خدايا ميشنوي؟........ 

         
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را.

خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.

بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.

خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.

خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.

خدايا شرکم را به يکتاييت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت،

گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت، تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به

قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخش.

خدايا به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خير من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من در آن است از من دور گردان.

خدايا به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم.

خدايا به من دلي ده که  جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد.

خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست.

خدايا به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد.

خدايا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است بر زبانم جاري کن تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم.

خدايا خواسته هايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن.

خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.......

 



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ سه شنبه 17 مرداد1385 و ساعت 3:35 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

خداوندا...

خداوندا!
نداي تو را مي‌شنوم
كه مرا به سكوت درون مي‌خواند
حضورت را حس مي‌كنم
و در مي‌يابم كه در هر چه روي مي‌دهد
حكمت تو نهفته است
خداوندا!
مرا خردي بخش
كه شكست را توقف ندانم
دانشي بخش
تا دريابم راه موفقيت
از ميان شكست‌ها مي‌گذرد
پاكم ساز
تا با قلب خود درگاهت را
بوسه باران كنم...



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 8:43 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

وداع...

وداع
در امتدادافق هنگاميكه درخت تنومندي سرخم كرده و  آخرين برگهاي خشكيده اش رانثار باد مي كند.....
هنگاميكه آخرين پرستوكه از دسته خود بازمانده كوچ مي كند.........
هنگاميكه درياچه اي كوچك اما آبي و زلال با تمام  زيباييهايش به مردابي كوچك تبديل مي شود.......
هنگاميكه لحظه وداع و كوچ عزيزي را مي بينيم .........
آنزمان يادمان مي آيد كه آري آنها بودند و رفتند ولي يادشان در خاطرمان مي ماند و به يادمان مي آيد كه دير يا زود بايدما هم برويم ،بي آنكه سرودي زيبا خوانده باشيم.........



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 8:39 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

خدايا
به من زيستني عطا كن ،كه در لحظه مرگ
بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است،
حسرت نخورم 

و
مُردني عطا كن كه بر بيهودگيش ،
سوگوار نباشم.
 دکتر علی شريعتي
 
 
 

 

خدا،انسان و عشق....
اين است «امانتي» كه بر دوش آدم سنگيني مي كند
و اين است آن پيماني
 
كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم،
و «خلافت» او را در كوير زمين تعهد كرديم
ما براي همين هبوط كرديم،
و اين چنين است كه به سوي او باز مي گرديم.

انسان بيش از زندگي است
آنجا كه هستي پايان مي يابد
او،ادامه مي يابد....


دكتر علي شريعتي



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 8 مرداد1385 و ساعت 5:25 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

اشک...

اشک : دکتر علی شریعتی
چه زبانی صادقتر وزلالتر و بی ریاتر از زبانی که کلماتش ، نه
لفظ است ونه خط .اشک است وهر عبارتش نامه ای ، ضجه ی دردی ،فریاد عاشقانه ی شوقی؟ مگر نه اشک زیبا ترین  شعر ،
وبی تابترین عشق وگدازترین ایمان وداغترین اشتیاق و  تب دار ترین احساس وخالصانه ترین گفتن ولطیف ترین   دوست داشتن است .که همه در کوره ی یک دل ، بهم امیخته وذوب شده اند و
قطره ای گرم شده اند نامش اشک .
اشک که می میبارد وناله که بر می اید وگریه که اندک اندک در
دل می رود وناگهان در گلو میگیرد وراه نفس را می بندد وناچار منفجر می شود  این زبان صادق و طبیعی  شوق واندوه ودرد وعشق یک انسان است



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 1 مرداد1385 و ساعت 10:17 قبل از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com