تبليغاتX



سر سبزترین بهار تقدیم تو باد ... آوای خوش هزار تقدیم تو باد...گویند که لحظه ایست روییدن عشق ...آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد



۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·
۩ ۩ ●•▪·کهکشان آرزوها۩ ۩ ●•▪·

گاهي به‌ياد مي‌آورم شهري را كه ديگر نيست
گاهي قدم مي‌زنم در خياباني كه پشت نامهايِ بيشمارش گمشده‌ ست
گاهي به خواب مي‌روم
پشتِ ميزي
رو به پنجره‌اي كه چشم‌اندازش رويا بود
گاهي صدايي مي‌شنوم در بيداريهايم
كه فراموش مي‌كنم گاهي كه در خواب نيست
و به ياد مي‌آورم كه كورمالْ كورمال
دست بر ديواري مي‌سايم كه پاياني ندارد
اگر بيابم
كليد برق را مي‌فشارم
و در انتظار مي‌مانم
چراغي روشن نمي‌شود
از كابوسي به كابوسي مي‌غلتم
و از ياد مي‌برم كه مرده‌ام
و نمي‌دانم

                                                       



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 30 بهمن1384 و ساعت 9:54 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم

ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم

ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابری می شد باریدن می گرفت

ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم

ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم

و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم...

آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ سه شنبه 25 بهمن1384 و ساعت 8:22 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

صلیب

آخرین بار که او را دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم و گفت
من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی ؟
گفتم : بر سر هر گوری صلیبی می نهند

این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز

زیرا آنجا گورستان عشق من است

 

 



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 2:54 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

سلام به همه دوستان خوبم 

 

 

 مرگ بر روی زمین ، برای فرزند خاک پایان راه نیست ،

 

کسی که آسمانی است ،

 

مرگ برایش آغاز کامیابی است ،

 

 

بی تردید کامیابی از آن اوست .

 

اگر کسی در خیال خود سپیده دمان را در آغوش بگیرد ،

جاودانه میشود .

وکسی که شب درازش را به خواب می رود ،

به یقین در دریای خوابی ژرف ، محو می شود .

 

 

کسی که در بیداریش زمین را تنگ در آغوش میگیرد،

تا به آخر بر روی زمین خواهد خزید.

و کسی که سبکبار و آسوده با مرگ مواجه شود،

از مرگی که به دریا می ماند، با اطمینان عبور خواهد کرد

 

جبران خلیل جبران



نوشته شده توسط ღღஜღღسمیراღღஜღღ تاریخ سه شنبه 18 بهمن1384 و ساعت 2:10 بعد از ظهر

|+|

http://amantes.blogfa.com

>___